مدتهاست که دوست دارم از وجود آدمهایی که دوروبرم هستند و بودند، سپاسگذاری کنم.
میشه گفت از سال پیش خدا به من لطف کرده و من رو در جاهایی قرار داده که من آدمهای بزرگ را با تمام وجود درک کردم و ازشون یه عالمه چیز یاد گرفتم.
آدمهای بزرگ، آدمهایی که تعالی روح داشتند و من پیش اونها خود خودم بودم و هستم، بدون اینکه قضاوتی در موردم بشه، از اونها یاد گرفتم و می گیرم که حساسیت هام رو کنار بگذارم و فقط زندگی کنم.
آره با واقعیتها کنار بیام و لذت ببرم، البته به صورت تدریجی یاد می گیرم و در طول زمان می دونم که تاثیرشون بیشتر خواهد شد.
البته فراتر از همه این نوشته ها، به خوبی می دونم که جریان اصلی و نظم حاکم، من رو در این مسیر قرار داده و به من لطف بسیاری داشته و من باید به خوبی و به نحو احسن این مسیرها رو طی کنم.
البته دوست دارم که در این پست رسما و برای دل خوشی خودم از وجود دو تا استاد بزرگ در زندگیم که من حس می کنم تا آخرین لحظه عمرم بهشون مدیونم رو نام ببرم و ازشون تشکر کنم و می دونم که هرگز این پست رو نخواهند خوند.
وجود استاد در دانشگاه تهران و خانم اجاقی در مدرسه ای که مشغول کارم. من هر لحظه که با این دو بزرگوار حرف می زنم و یا تعاملی دارم، ایمان دارم که هر لحظه از این ارتباط باعث رشد روح ناقصم میشه و بابت همین نعمت واقعا سپاسگذارم.
