تبليغاتX
تا مرزهای خستگی

تا مرزهاي خستگي

امروز فیلم فرانسوی آنجلا را دیدم، فیلم با محتوای روانشناسانه همراه است با کنکاش درونی، اعتماد به خود و در نتیجه رسیدن به یک خود پایدار درونی.

تشویق برای فراتر رفتن از عقده های سرکوب شده و گره های ذهنی، فیلم را با سرعت بیشتری به پیش می برد و همین باعث می شود که به راحتی هر لحظه از فیلم برایت جالب به نظر برسد، در جایی همه چیز به اوج خود می رسد و در همان اوج، تو باید خود را به تصور بسپاری تا بتوانی باقی داستان را دنبال کنی.

بعد از فیلم آنجلا، کتاب جنگل واژگون از سالینجر را خواندم، دقیقا در تضاد با تصورات متافیزیکی فیلم آنجلا بود و برای خواندن داستان باید با واقع بینی به پیش می رفتی و همزمان از واقع بینی و منطقی بودنت همراه با همذات پنداری با کورین(شخصیت زن داستان) لذت می بردی.

 

به هر حال هم کتاب و هم دیدن فیلم رو البته حتما همراه با هم توصیه می کنم.

به نظرم یه دانشجوی رشته علوم اجتماعی باید توانایی تجزیه و تحلیل وقایع و حتی تصورات وهم آلود رو با هم در چند بعد داشته باشه و همین باعث میشه که یک دید وسیع آکادمیک به همه چیز پیدا کنه ، البته به نظر من دید وسیع فقط به همراه اعتقاد به نسبی بودن هر چیزی به دست میاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 22:36  توسط قاصدک  |