مثل یک کودک آرام گرفتم و فقط می نگرم، نه قضاوتی، نه اعتراضی، نه انتظاری و حتی نه انتزاعی.
آرام به راه می افتم و با سکوتم گوش می کنم.
همه چیز مشخص است و تو نمی توانی بیش از اندازه دست و پا بزنی، اگر هم زیاد تلاش کنی و دست و پا بزنی تا که نجات یابی،تا که زندگی کنی، تا که عشق بورزی ، تا که دوست بداری و دوست داشته بشی، به راحتی غرق می شوی، آری در دریای بی کران غرق می شوی و دیگر به زندگی باز نمی گردی چون که زیاده از حد دست و پا زدی.
باید آرام گرفت و شروع کرد به حرکت با نظم و قاعده و قانون دست و پاها، می بینی که به ساحل می رسی و زنده می مانی.
روی خشکی هم همین است، اگر زیاد هیجان و تنش به خرج دهی، در حواشی زندگی غرق می شوی، آرام پیش برو، خیلی آرام و بر آن نیروی اصلی توکل کن، همه چیز درست پیش می رود.
نصایحی به خودم.
همه درونیات ارزشمندت را در درونت حفظ کن، چون هیچ کس به اندازه خودت قدرش را نخواهد دانست. تلاش کن ولی قدر تلاشهایت را بدان. لزومی ندارد که برای دیگران خودت را زندگی کنی، برای خودت خود را زندگی کن. از هیچ کس انتظار و توقعی نداشته باش.
آرام بگیر ، همین.
